لینک های مفید

 

کتابخانه

 

منوی سایت

 

ورود به سایت

 

Article

 
ليست مقالات

دجال دروغگوی فریبنده
 

 

شماره صفحه در مجله: 25

 

در فرهنگ جدید عربی - فارسی‏منجدالطلاب و فرهنگ لاروس معانی‏لغت دجال چنین آمده است: «آب طلا، گروه بزرگ انبوه ، دروغگو ، فریبنده‏لقب مسیح کذاب که در آخرالزمان‏ظهور کند.»

 

مرحوم علامه علی‏اکبر دهخدااین لغت را در لغتنامه خود، هم باتشدید «جیم » و هم بدون تشدید«جیم‏» ضبط نموده است.

 

مهدی پرتوی آملی درباره این‏لغت می‏نویسد: «دجال صیغه مبالغه‏از لغت دجل و به معنی خدعه ،نیرنگ ، حیله و باطل است.»

 

شادروان دکتر محمد خزائلی‏تعبیری زیبا و ظریف از لغت دجال‏کرده است: «دجال کلمه‏ای مرکب‏است و الف و لام آن همان الف ولامی است که در نامهای دانیال وخرقیال هم وجود دارد و به معنی‏«خدا» ست. جزء اول آن هر چه باشدبه معنی «ضد» و «دشمن‏» است ودور نیست که با «دژ»، «دشمن‏» و«دشوار» همریشه باشد. (1) بنابراین‏تعبیر، دجال یعنی : ضدخدا، دشمن‏خدا.

 

شکل ظاهری «دجال‏»

دجال را با سیمایی عجیب مجسم‏کرده‏اند. صورتی آبله رو که یک‏چشم او کور شده - چشم راست - وچشم دیگرش در وسط پیشانی ،مانند ستاره صبح درخشان است.این بیت مولانا جلال‏الدین بلخی‏به‏یک چشم بودن دجال گواهی دارد :

 

او به سر، دجال یک چشم لعین ای خدا فریادرس نعم‏المعین

 

نام اصلی، کنیه، محل اقامت و محل ظهور دجال

نام اصلی دجال، «صائد بن صید»و کنیه‏اش «ابویوسف‏» است. ازمادری یهودی به نام «میمونه‏» به‏دنیا آمده و در جزیره‏ای به یک‏صخره بسته شده است. چون سال‏از چهارصد هجرت بگذرد، بایدمنتظر بود تا ظاهر شود و این ازعلامات آخرالزمان است.

 

خراسان و کوفه از نقاطی هستندکه به عنوان محل خروج و ظهوردجال ذکر شده‏اند. خاقانی شاعرنامی قرن ششم هجری قمری محل‏ظهور دجال را چنین ذکر می‏کند:

 

نه عیسی راست از یاران کمینه سوزنی دربر؟ نه سوزن شبه دجال است‏یک چشم و صفاهانی (2) ؟

 

کیفیت‏خروج دجال

کیفیت‏خروج دجال به این ترتیب‏است که سه سال قبل از خروجش دردنیا قحط و خشکسالی می‏شود. به‏این صورت که سال اول، ثلث‏باران وسال دوم دو ثلث‏باران معمولی‏نمی‏بارد و سال سوم حتی یک قطره‏باران از آسمان به زمین نمی‏بارد ویک برگ سبز از زمین روییده‏نمی‏شود. در این موقع که گرسنگی وتشنگی بر عالمیان سایه افکنده‏است، دجال خروج می‏کند. هنگامه‏عجیبی بر پا می‏شود و دجال به کمک‏پیروانش بر تمام شهرها مسلطمی‏شود و «بیت‏المقدس‏» را که‏ساکنانش حاضربه‏تسلیم‏نمی‏شوند،محاصره می‏کند. در چنین زمانی به‏هنگام نماز صبح و یا عصر، حضرت‏مهدی صاحب‏الزمان علیه السلام ظهورمی‏کند و با جماعت محصورین به‏نماز می‏ایستد. حضرت عیسی بن‏مریم علیه السلام نیز از آسمان فرود می‏آیدو به صاحب‏الامرعلیه السلام اقتدا می‏کند.آنگاه حضرت صاحب‏الزمان علیه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پیروانش‏را از میان برمی‏دارد.

 

دجال در اعتقادات مسیحیت

مسیحیان دجال را «مسیح کذاب‏و دروغین‏» می‏دانند که دشمن وضدمسیح (3) است. قاموس کتاب‏مقدس (صفحه 460) دجال را اسم‏عام و دجال و دجالان را کسانی‏می‏داند که تجسم مسیح را تکذیب‏می‏کنند. در همین کتاب آمده است که‏کلمه دجال در جایی دیگر جز دررساله «یوحنا» یافت نمی‏شود ومقصود از دجال کسی است که بامسیح مقاومت و ضدیت می‏نماید ومدعی آن باشد که خود او در جای‏مسیح است و در رساله اول یوحنا، می‏گوید: «و هر روحی که عیسای‏مجسم شده را انکار کند از خدانیست. این است روح دجال، که‏شنیده‏اید، می‏آید و الان هم در جهان‏است‏» و نیز می‏گوید: «دروغگوکیست؟ جز آنکه مسیح بودن عیسی‏را انکار کند و آن دجال است.»

 

نشانی‏های دقیق دجال ازکلام امیرمؤمنان علی علیه السلام

«اسبغ بن نباته‏» از امیرالمؤمنین‏علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین دجال‏کیست؟ فرمودند که: آگاه باشید، دجال «صائدبن‏صید» است و شقی کسی است که او را تصدیق کند و سعید کسی است که او را تکذیب کند...و از دهی که معروف به یهودیه‏است ، خروج می‏کند. چشم راستش‏از اصل خلقت ندارد به طوری که‏گودی حدقه‏اش نیست و دیگری که‏در پیشانیش است، مانند ستاره‏صبح می‏درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چیزی است گویا که باخون ممزوج است و در میان‏چشمش لفظ «کافر» نوشته شده به‏طوری که همه کس آن را می‏خواند خواه نویسنده باشد و خواه نه . به‏دریاها داخل می‏شود و آفتاب با وی‏سیر می‏کند و در پیش رویش کوهی‏است از دود و در پشت‏سرش کوه‏سفیدی است که خلایق چنین‏می‏دانند که آن طعام است و در ایام‏قحط شدیدی خروج می‏کند وبه‏درازگوش سبز یا خاکستری رنگ‏سوار شود و زمین در زیر پایش‏پیچیده می‏گردد و به هیچ آب‏نمی‏گذرد مگر اینکه خشکیده‏می‏شود به طوری که جایش تا روزقیامت‏خشک می‏ماند وبه آواز بلندندا می‏کند، به نوعی که همه جن وانس و شیاطین ، که در ما بین مشرق‏و مغرب‏اند صدای او را می‏شنوند.چنین می‏گوید:

 

«ای دوستان من! به زودی به‏سوی من آیید. منم آن کسی که‏مخلوقات را خلق نمود و ایشان را درمحکم نمودن ترکیبشان با هم‏مساوی گردانید و اندازه صورتها وهیاتهای ایشان راتعیین نمود و منم‏آن پروردگار شما که بر همه اشیاقادر است.»

 

و این دشمن خدا، اینها را دروغ‏می‏گوید، زیرا که او مردی است که‏طعام می‏خورد و در بازارها راه‏می‏رود و پروردگار شما کور نیست‏و طعام نمی‏خورد و راه نمی‏رود و ازمکانی به مکان دیگر منتقل نمی‏شود.آگاه شوید بدرستی که بسیاری ازتابعان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طیلسان سبز هستند و آن‏پارچه‏ای است مانند ردا که بر سر ودوش انداخته می‏شود.

 

خداوند عزوجل او را در شهر«شام‏» در بالای تلی که معروف است‏به تل «افیق‏» سه ساعت از روز«جمعه‏» گذشته به دست کسی که‏مسیح بن مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز می‏گزارد، به قتل می‏رساند.آگاه شوید بدرستی که بعد از این‏طامه کبری واقع خواهد شد و آن‏خروج دابه (4) از زمین است. بعد از آن‏امام علی علیه السلام فرمودند که : از من‏مپرسید که بعد از خروج دابه چه‏واقع خواهد شد. درآن حال «ترال بن‏سبره‏» به صعصعه گفت که:امیرالمؤمنین از این کلام اعجازنظام، چه چیز اراده نموده؟صعصعه گفت: یابن سبره! کسی که‏عیسی‏بن‏مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز می‏گزارد ، امام دوازدهم‏است!» (5)

 

سیمای دجال در ادب فارسی

از راه احادیث اسلامی، دجال به‏صورت شخصی مقابل و ضدعیسی بن مریم (6) ، در ادبیات فارسی‏مجسم شده است. قدیمی‏ترین دیوان‏شعر که در آن کلمه دجال و مفاهیم‏مرتبط با او در آن دیده می‏شود«دیوان حکیم ناصرخسرو قبادیانی‏»است (تولد 394 ق وفات 481 ق)حکیم ناصرخسرو 7 بار کلمه دجال‏را در دیوان اشعار خود آورده و دردو مورد «جهان‏» را به «دجال‏» شبیه‏و مانند کرده است:

 

دجال چیست؟ عالم و، شب چشم کوراوست وین روز چشم روشن او کیست، بی‏ریب عالم دجال تست و تو به دروغش بسته‏ای و مانده‏ای و گشته یگانه

 

از دیگر شاعرانی که مضامین‏زیبایی از کلمه دجال ساخته،«افضل‏الدین بدیل بن علی خاقانی‏»شاعر قرن ششم هجری است. دربین شاعران ، خاقانی بیشتر از همه ،این کلمه را در شعرخود آورده است.دجال 22 بار در شعر خاقانی دیده‏می‏شود. در شعر برخی شاعران‏دیگر کمابیش این کلمه دیده می‏شود.بعضی ترکیبات و مضامین که‏شاعران بااستفاده از کلمه دجال‏ساخته‏اند، چنین است:

 

- دجال بند، آن که دجال را به بندمی‏کشد.

 

قلزم دجله عطا، مهدی دجال بند کسری جمشید جام خسرو خورشیدفر

 

مجید بیلقانی

 

- دجال جفا، کنایه از دغل‏کار وستمگر

 

لب بگشا ، هیکل عیسی‏بخوان کز دم دجال جفا مرده‏اند

 

مولوی

 

- دجال چشم ، کنایه از یک چشم

 

چرا سوزن چنین‏دجال‏چشم‏است که اندرجیب عیسی یافت ماوا

 

خاقانی

 

- دجال خلقت ، کنایه از بدنهاد

 

گر او هست دجال‏خلقت‏به‏رغمش تو را کم ز عیسی مریم ندارم

 

خاقانی

 

- دجال رای ، کنایه از بداندیش

 

چه می‏خواهی از این دجال رایان چه می‏جویی ازاین مهدی نمایان

 

عطار نیشابوری

 

- دجال شکل ، کنایه از فریبکار

 

کید این دجال شکلان‏آخراندرچه‏فتاد چون لوای مهدی آخرزمان آمد پدید

 

مجید بیلقانی

 

- دجال طبع، کنایه از بدنهاد وستم‏پیشه

 

از این دجال طبعان وارهد دور نماند کار و بار عالم این طور

 

وحشی بافقی

 

- دجال فعل، کنایه از فریبنده

 

نه روح‏الله بر این دیر است چون شد چنین دجال فعل این دیر مینا

 

خاقانی

 

- دجال کیش، کنایه از دروغگو وبدکردار

 

پی دجال کیشان برگرفته به تو نیرنگ ایشان درگرفته تو را دجال شد چون هادی راه به جز دوزخ کجا یابی وطنگاه

 

وحشی بافقی

 

- دجال عالم سوز، اشاره به‏فریب دادن دجال جهانیان را.( فراگیرشدن ظلم و ستم در عالم)

 

ای دریغا مهدیی، کامروز از هر گوشه‏ای یک جهان دجال عالم سوز سر برکرده‏اند

 

سنایی

 

دجال در ادبیات عرفانی نیز،گذشته از تعبیرات و معانی دینی وکلامی ، کنایه از اهل نیرنگ و حیله‏است.

 

کلام آخر درباره «دجال‏»

به نظر می‏رسد که خروج دجال وفتنه او در جهان و کشته شدنش به‏دست‏حضرت مهدی علیه السلام، نمودار ورمزی ازجنگ «نور» و «ظلمت‏» باشد.بیان دیگری از مبارزه نیکی و بدی وپیروزی نهایی روشنی و خیر برتاریکی و شر که در فرهنگ ایران به‏صورتهای گوناگون مطرح است ودر اقوام و ملل دیگر هم سابقه دارد.در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان هم‏از جنگ اهریمن و اهورامزدا ،گفتگوهاست و آیین‏مانویان هم براساس درگیری دائمی نور و ظلمت‏پی‏ریزی شده است.

 

به هر حال، روزی که دجال ظهورکند و جهان ، پر از ظلم و ستم باشد،حضرت مهدی صاحب‏الزمان علیه السلام‏می‏آید و ریشه ظلم و بیداد رابرمی‏کند و طومار دجال و دجال‏صفتان را در هم می‏پیچد و آن‏هنگامی‏است که این آیه شریفه برای‏چندمین بار مصداق پیدا می‏کند:

 

«و قل جاءالحق و زهق‏الباطل ان‏الباطل کان زهوقا» (7)

 

و به امتت‏بگو که رسول حق آمد وباطل را نابود ساخت که باطل خود لایق‏محو و نابودی ابدی است.

 

و آن روزی است که وعده الهی‏تحقق پیدا کند:

 

«ونرید ان نمن علی‏الذین‏استضعفوا فی‏الارض و نجعلهم‏ائمة و نجعلهم‏الوارثین‏» (8)

 

و ما اراده کردیم که بر آن طایفه ذلیل وضعیف در آن سرزمین منت گذارده و آنهارا پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک وجاه فرعونیان گردانیم.

 

(28)، آیه 5.

 

 


پی‏نوشتها:

 

1. اعلام قرآن، ص 479; پرتوی آملی، مهدی،به نقل‏از ریشه‏های‏تاریخی‏امثال‏وحکم ، ج 1،ص 436.

 

2.دیوان‏خاقانی،پیراسته‏دکترمیر جلال‏الدین‏کزازی، ج 1،ص 616.

 

3. Antichriste

 

4. دابة: دابة‏الارض: 1. موریانه ، 2. جانوری عظیم‏الجثه که در آخر الزمان پدید آید و آن نشانه نزدیکی قیامت است.

 

5. مجلسی ، محمدباقر، بحارالانوار، ج 13،ص 482.

 

6. سوره اسرا (17)، آیه 81.

 

7. سوره قصص



نويسنده : محمود جعفر کلهر
منبع :موعود -> مهر و آبان 1376، شماره 4

printwordrss  


 

نوشته شده توسط : صادقی (2009/01/19 14:59:15)

 نام :  (ضروری)
 ایمیل :   (ضروری)
 متن نظر :   (ضروری)
 کد امنیتی :      
    
 

 

صفحه اصلی   بانک مفالات  اخبار   فیلم فراتر از فتنه   ارتباط با ما

Info@Ngoic.Com