منوی سایت
کتابخانه
راه نجاتچرا مسيحي نيستم؟راه مسیحگفتگوهای من و مسیحیانهزار سوال سادهدر جستجوی حقیقتاهدنا الصراط المستقیماسلام آیین برادری
جستجو
جستجوي پيشرفته
Article
يکي از مشکلاتي که در برخورد با اعتقاد با الوهيت مواجه ميشويم منافات آن با عقلانيت است حتي خود انديشمندان مسيحي هم منافات آن با عقلانيت را انکار نميکنند و در اين مقاله به بررسي جنبه هاي مختلف منافات الوهيت مسيح و عقلانيت پرداخته ميشود
حلول خداي نا محدود در جسم محدود محال است
همه ميدانيم که خداوند نامحدود لايتناهي است و نيز ميدانيم جسم ما انسانها محدود و داراي اندازه است و همچنين و ميدانيم محال است شيء کوچکتر نمي تواند شيء بزرگتر را در خود جاي دهد بعنوان مثال نمي توان دو ليتر آب را در ظرف يک ليتري جا داد
لذا ممکن نيست جسدي محدود (جسد مسيح) بتواند روحي غير محدود يا قدرت غير محدود (خداي) را در خود جاي دهد
اين حرف خيلي شبيه اين است که بگوئيم کره زمين را در استکاني بچپانيم به نحوي که نه کره زمين کوچک شود و نه استکان بزرگ شود ؛اين عقلا محال است و ما ميدانيم قدرت خداوند به محالات تعلق نميگيرد چنانکه محال است خداوند سنگي بيافريند که خود نتواند بلند کند و محال است خداوند در يک شي اجتماع نقيضين کند
خدا و قتي در جسم حلول کرد خود کجا بود؟
مسيحيان تثليث گرا ميگويند خدا لباس جسم پوشيد و به ميان بشريت آمد ولي پرسش مهمي پيش ميايد که خدا وقتي به صورت جسم در آمده و در پيکر مسيح حلول نموده است ،خود کجا بود آيا تمام خدا به قالب جسم حلول کرده يا قسمتي از آن خدا ؟مسيحيان ميگويند تمام خدا در قالب جسم حلول کرده يعني مسيح صد در صد خدا بود و نمي پذيرند که قسمتي از خدا لباس جسم پوشيده بوده و اين از دو صورت خارج نيست که در هر دو صورت به اشکال صريح عقلي برخورد ميکنيم
- خدا همچنان که لباس جسم پوشيده و به ميان بشر آمده در ذات خداوند نيز باقي است که، مستلزم آن است که در يک حال شخصي در دو محل حلول کرده باشد زيرا حلول تمام يک شي در دو محل متفاوت محال است.
- يا، وقتي خدا لباس جسم ميپوشد و به ميان بشر ميايد ذات خدايي باقي نيست که لازم مي آيد که ذات خداوند از أقنوم دوم تهي باشد .و اين هم محال است زيرا خداوند (سبحانه تعالي) نفي مي گردد . [1]
خدا نميتواند از جنس ماده باشد
اين استدلال از سه مقدمه تشکيل شده است
مقدمه اول : خدا نميتواند مرکب باشد . زيرا مرکب براي بقا خودش نيازمند اجزايش ميباشد و هم نيازمند کسي است که اين اجزا را با هم ترکيب کند . نيازمند نيز هيچ گاه واجب الوجود نخواهد بود .
مقدمه دوم : خدا ماده نيست . زيرا ماده هر اندازه در ماهيتش بسيط باشد ، در مقدار ناگزير مرکب خواهد بود .
مقدمه سوم : اگر خدا به صورت جسم در آيد ،دو صورت دارد
يا اين چنين است که از ازل جسم بوده است بدين معني که از ازل ماده بوده است . پيش از اين ثابت کرديم که چنين امري نسبت به خدا محال است (حتي خود مسيحيان هم بدان معتقد نيستند)
- يا آن که جسميت خداوند بعدا به وجود آمده . يعني ذات نخست الهي تغيير نموده . حال آن که تغيير ذات خدا امکان پذير نيست . روشن است که تبديل اين ذات به ذات ديگر در مورد خدا محال است زيرا ذات اصلي خدا ازلي است و غير حادث و ذات دوم خدا حادث و نوپديد است و هيچ حادث و نوپديدي نميتواند خدا باشد[2]
وجه تمايز شخصيت هاي سه گانه تثليث با هم چيست؟
آيا يکي داراي صفتي است که ديگري ندارد؟
مسيحيان معتقدند سه شخصيت تثليث يعني پدر و پسر و روح القدس سه وجود مستقل و متمايز هستند و در عين حال يک ذات دارند سخن اينجاست که هر شخصيتي براي شناخته شدن داراي ويژگي هاي منحصره اي است که ديگري ندارد حال بايد ببينيم چگونه اين سه شخصيت تثليث از هم شناخته ميشوند آيا اين سه کاملا کپي يکديگر هستند و يکسان هستند که در اين صورت سه شخصيت نيستند بلکه يک شخصيت واحد هستند بايد ديد وجه تمايز اين سه شخصيت از هم چيست يعني چه تفاوتي اين سه با هم دارند که يکي پدر شد و يکي پسر و يکي روح القدس اگر تفاوت در يکي از صفات الهي باشد يعني يکي داراي صفتي است که ديگري ندارد در اين صورت يکي داراي صفتي است که ديگر شخصيتهاي تثليث ندارند و اين مستلزم نقص در ذات الهي است يعني خدايي را ميپرستيم که ناقص است زيرا يک صفت کمال الهي را ندارد و نقص در ذات الهي محال است[3]
چه کسي اقانيم سه گانه را از ذات خدا جدا کرده
مسيحيان مي گويند :مسيح خداي مولود از خداي پدر است يعني اينکه خداوند(پدر)، از جوهر الهي خود ، موجود ديگري پديد آورده و ما آن را خدايي مي ناميم که از خداي ديگر تولد يافته است . اين خداي فرزند تجسد يافته و در لباس بشر به زمين فرود آمده است . اين جوهر الهي پديد آمده (پسر)، نسبت به پدر و روح القدس مستقل است
شخصيتهاي تثليث در عين اينکه يک ذات دارند کاملا مستقل از هم هستند اين استقلال شخصيتهاي تثليث ، مستلزم آن است که هر يک از اين سه شخصيت با ويژگي خاص خود از شخصيتهاي ديگر جدا گردد، به گونه اي که اطلاق تعدد (تثليث) بدان ، صحيح باشد .
مي پرسيم : حال اين مشخصه جدا کننده را چه کسي در آنها پديد آورده پديد آورده و هر يک را از ديگري جدا نموده است ؟
اگربگويند: آن شخص خداي پدر مي باشد . ديگر ساير افراد، نميتوانند خدا ناميده شوند .
اگر بگويند: آن شخص متعدد است ، در اين صورت تعدد خدا پيش ميايد . [4]
از اتحاد جسم مسيح با ذات خدايي بايد در ذات تغيير حاصل شود
مسيحيان ميگويند :
خدا لباس جسم پوشيد و به صورت بشر در آمد و مسيح داراي ذات الهي و ذات انساني است يعني مسيح صد در صد خدا و صد در صد انسان است ميپرسيم:
جسم مسيح و ذات خداوندي که با جسم وي ترکيب شده دو جوهر متفاوتند ، مسيحيان ميگويند اين دو وجود با هم به يک وجود واحد تبديل شدند ،
در اين صورت مستلزم آن است که هر يک از آن دو ذات در ديگري ادغام شود
و در اين صورت يا ذات انساني مسيح در ذات خدايي وي حل ميشود و يا ذات خدايي در ذات انساني در هر دو صورت مستلزم تغيير در ذات الهي است
و ميدانيم که تغيير در ذات خداوند محال است. [5]
واجب الوجود نميتواند ممکن الوجود شود
ما در جهان سه حقيقت بيش نداريم يا واجب الوجود يا ممتنع الوجود و يا ممکن الوجوب اين حقايق سه گانه وجوب ، امکان و امتناع[6] محال است به يکديگر تبديل شوند . وجوب نه ممکن مي شود و نه ممتنع .. همچنين ممکن الوجود نيز به وجوه ديگر تبديل نمي شود . اگر واجب الوجوب ذاتي به ممکن الوجوب تبديل گردد ، در آن صورت آن عدم امکان معدوم شدن و امکان معدوم شدن را در خود جمع کرده است جمع بين اين دو از نظر عقل و وجدان محال است .
در اين صورت اين سخن که کلمه (پسر) تبديل به جسم شده و در عين حال أقنوم دوم و از ذات خداوند واجب الوجود است ، حرف باطلي است . زيرا تفسير کلمه به أقنوم دوم مستلزم تبديل واجب الوجوب ذاتي به ممکن الوجب ذاتي است که پيش از اين گفتيم باطل است
--------------------------------------------------------------------------------
[
[1] اضهار الحق ج 3 ، ص729 .
[2] الرحله المدرسيه ، ج2 ، ص 320 .
[3] اظهار الحق ، ج3 ، ص727 .
[4] الرحله المدرسيه ، ج2 ، ص327 .
[5] منهج اهل السنه و الجماعه في الرد علي النصاري، ص216 .
[6] هر مفهومي وقتي در مقايسه با وجود در نظر گرفته شود ، يا بايد وجود يابد که به آن واجب مي گويند يا وجود آن غير ممکن است که بدان ممتنع مي گويند يا آن که نسبت به وجود و عدم يکسان است (بدايه الحکمه ، ص55)
صفحه اصلی بانک مفالات اخبار فیلم فراتر از فتنه ارتباط با ما
Info@Ngoic.Com